تخت خواب در طاووس
از دستشویی صدای طاووس می آید
تهویه
رنده اش می کند
و صدای زن سرمه کشیده ای را بیرون می دهد
که دست حنا زده ای جلوی نیش ِ بازش نگه داشته
و با چشم هایی گشــــاد کل می کشد
روی تخت دراز کشیده بودم که به یاد آوردم
با امروز
یک سال می شود
در دستشویی
یک نفرزیر آواز زده است
و با صدایی عربده مانند
می خواند :
ـ و عشق
عشق...
تخم لق کدام خودارضایی شاعرانه بود عشق
که چشم هایم
چشم هایم
شب ها
با هر سرفه
خونابه استفراغ می کنند
مدام
مدااام
و خواب هایم
تمام روز
روز
شب
روز
کپسول قرمز رنگ ِ لب های تو اند شب و روز
با پوسته ی نازک و طعم شیرینشان
می
می
می ترکند
صبح
ظهر
شب
زیر زبانم
می
می
می پاشند
تو را
به دندان هایم
و عشق
عشق
عشق
وای عشق
دیو
دیو
دیوانه ام هنوز
...
..
.
و تهویه صدایش را رنده می کند