51-50-49-48-47...
51
50
پیرزن مسموم شده
(گویا گوشت فاسد خورده)
وقتی استفراغ می کند،
به این فکر میکند که انقدر لاشه ی جانورها را خورده که شبیه خودشان شده!؟
51
50
49
بوی تعفن جنازه ی من،مطمئنا کمتر از جنازه ی پیرزن خواهد بود
مدتهاست که مردار نمی خورم...
صبح ها
کنار چای تلخم
موز و مربای آلبالو می خورم
بلکه کمتر کم شوم!
51
50
49
48
تابستان ،
نفس های آخرش را داغ و ترشیده به صورتم می زند.
دیم * !
دیم کوچک ،،
قول می دهم که اولین شب پاییزی تابلویت را تمام کنم
باور کن تقصیر من نیست...
طلسم کرختی تابستان ست
تو که می دانی من هرقدر هم رها باشم ،
باز هم برده ی طبیعتم
تابستان ها از برایم فقط می آیند که بروند
نه دوش آب سرد، نه قلم موها و رنگ ها و بوم های سفید،،
و نه حتی هات چاکلت های داغ تو...!
درمانم نمی کنند.
تابستان ها
تنها می توانم بخوابم و بخوانم وبنوشم ودوش بگیرم...
بخوابم و بخوانم وبنوشم ودوش بگیرم...
بخوابم و بخوانم وبنوشم ودوش بگیرم...
بخوابم و بخوانم وبنوشم ودوش بگیرم...
بخوابم و بخوانم وبنوشم ودوش بگیرم...
دیم سبزرنگ ، فقط چند روز
چند روز دیگر تحملم کن
دوباره همان دخترک یاسی می شوم
همان که تفاله ی تی بگ ها را در قوری می ریخت تا جماعت نفهمند که...
دیم
پاییز می آید و من دوباره سوار مترو می شوم
و بوم های کوچک و بزرگم را به شکم و باسن خانم های خیکی فشار می دهم!
عصرگاه های نمناک
تنهایی ام را به گردش می برم
و برای هر چهار تایمان (من و تو و تنهایی هایمان) دارک چاکلت می خرم
نیمه شب
رگبار بیدارم می کند و خوابزده می شوم
تا صبح نقش می زنم و نقش می زنم و نقش می زنم...
و صبحگاه
زیباترین مخلوقم را به فنجان قهوه ی داغت می فروشم.
دیـــم،،،
نکند قبل از آمدن پاییز تمام شوم **؟؟؟
برایم سوپ درست می کنی؟
از همان سوپ های گرمی که توی کارتون ها
خرس ها در کلبه ی چوبی شان می خوردند!
دیم...
.
.
.
* هم صحبتم
**51-50-49-48-... به این نتیجه رسیدیم که اگر این سیر نزولی (با سرعت روزی یک کیلو)
ادامه پیدا کند ، من 48 روز دیگر تمام می شوم! J