بيدَستَر
رنگ می لرزاند علف
جنگل ِ بخار
شب ها که سد می سازند ماده سگ های آبی
با زنبق های زردِ درشتی ، به نیش شان
نترس توسکا!
برقص به هوهوی بادِ نارسی که فلس هایت را می کند
توت بزا..
حباب بکاف، زیرِ آب
حباب.. حباب..
تا نترکیده آوند ،
نگندیده رگبرگ هات.
بو که می کشد،
نیش که می بینی،
آن دندان های درشت که تراش ت می دهند،،
از برایشان بخند
رعنا!
زیبای توسکا
لبخند به خاک
لبخند به آب
لب خند
به سگ ماهی ها