بی وزنم
معلق در فضا
بی آهنگی و قافیه ای
دوباره درونم چنبره زده ،،
عشق را می گویم.
- حس زنی یائسه را دارم ، که باردار شده -
پشت این مه غلیظ ، وحشی من ایستاده
با پاهای کشیده و زوایای بُرنده ی صورتش
پشت این بخار سرد
مردی هست که وحشت و عشق و گریز و بی تابی مرا می مکد
و مست می شود.
این ابر سقوط کرده ،، این بخار محو،،،
مرا
دیوانه می کند
مرا
مـ ی بـ لـ عـ د